گوشیهای هوشمند سالهاست از وسیلهای برای تماس و پیامرسانی به ابزاری همهکاره تبدیل شدهاند. آنها نهتنها زندگی روزمره را سادهتر کردهاند، بلکه به شکلی نامحسوس وارد خصوصیترین جنبههای زندگی ما شدهاند. تحقیقات اخیر نشان میدهد این دستگاهها میتوانند با تحلیل سادهترین رفتارهای دیجیتال، خلقوخو و حتی علائم افسردگی کاربران را تشخیص دهند. این تحلیلها در برخی موارد با دقتی تا ۸۸ درصد عمل کردهاند؛ رقمی که بسیاری از روشهای پزشکی توان رقابت با آن را ندارند.
اما پرسش کلیدی اینجاست: وقتی گوشی ما میتواند خلقوخویمان را شناسایی کند، این اطلاعات به دست چه کسانی میافتد و چه پیامدهایی برای آینده و حریم خصوصی دیجیتال دارد؟
چگونه گوشیهای هوشمند از رفتار روزمره ما داده استخراج میکنند؟
گوشیهای هوشمند برای کارکردن به داده نیاز دارند. هر لمس، هر جابهجایی و هر تعامل دیجیتال به دادهای قابل تحلیل تبدیل میشود. حسگرهای داخلی مانند شتابسنج، جیپیاس و میکروفون پیوسته فعالاند و اطلاعاتی درباره موقعیت مکانی، ساعات خواب و حتی میزان تحرک بدن ثبت میکنند.
محققان دانشگاه Stanford در پژوهشی در سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) نشان دادند که تغییر در الگوهای تایپ یا سرعت پاسخدهی به پیامها میتواند نشانهای از تغییرات خلقی باشد. گوشی شما در لحظه میداند چقدر سریع تایپ میکنید، چقدر مکث دارید و حتی چه زمانی گوشی را بیش از حد روشن میکنید. این دادهها در کنار اطلاعات مربوط به ساعات خواب و موقعیت مکانی، تصویری دقیق از وضعیت روانی شما ترسیم میکنند.
دقت ۸۸ درصدی؛ وقتی الگوریتمها افسردگی را پیش از ما تشخیص میدهند!
یکی از یافتههای تکاندهنده پژوهشها این است که گوشیهای هوشمند میتوانند با دقتی تا ۸۸ درصد نشانههای افسردگی را تشخیص دهند.
الگوریتمها با ترکیب دادههای رفتاری و فیزیولوژیکی نتایجی ایجاد میکنند که تستهای بالینی سنتی قادر به تولید آن نیستند. برای نمونه، الگوی استفاده بیش از حد از اپلیکیشنهای سرگرمی در ساعات نیمهشب همراه با کاهش ارتباط اجتماعی در پیامرسانها، الگویی شناختهشده برای آغاز افسردگی است. این تشخیص زودهنگام میتواند فرصت پیشگیری را فراهم کند، اما در عین حال دروازهای برای سوءاستفاده نیز باز میکند.
گوشیهای هوشمند و تبلیغات هدفمند در لحظات آسیبپذیری
یکی از نگرانیهای اصلی این است که دادههای رفتاری به شرکتهای تبلیغاتی فروخته میشوند. وقتی الگوریتم متوجه شود شما در وضعیت روحی شکنندهای هستید، تبلیغات خاصی برایتان ظاهر میشود. این تبلیغات میتواند شامل داروهای آرامبخش، محصولات لایفاستایل یا حتی وامهای سریع باشد.
این موضوع بعدی اخلاقی دارد: آیا عادلانه است که شرکتها دقیقاً در لحظه ضعف روانی، شما را هدف تبلیغاتی قرار دهند؟ گزارش New York Times در سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) نشان داد که شرکتهای بزرگ فناوری، دادههای خلقوخو را به تبلیغدهندگان میفروشند تا کمپینهای خود را دقیقتر کنند.
خطرات پروفایلسازی؛ از بیمهگذاران تا کارفرمایان
تهدید استفاده از این دادهها محدود به تبلیغات نیست. بیمهگذاران میتوانند با خرید دادههای رفتاری، ریسک بیمهای افراد را ارزیابی کنند. فردی که گوشی او نشان میدهد ساعات خواب نامنظمی دارد و الگوی استفادهاش نشانههای افسردگی را آشکار میکند، ممکن است با نرخ بیمه بالاتری مواجه شود.
همچنین کارفرمایان میتوانند به پروفایلهای رفتاری دسترسی پیدا کنند تا تصمیمهای استخدامی خود را دقیقتر کنند. در چنین شرایطی، دادههای شخصی به ابزاری برای تبعیض تبدیل میشوند؛ تبعیضی که کاربر هرگز فرصت آگاه شدن یا دفاع از خود در برابر آن را ندارد.
قوانین جهانی و شکافهای موجود در حفاظت از دادهها
اتحادیه اروپا با تصویب قانون GDPR گامی مهم در حفاظت از دادهها برداشت. این قانون شرکتها را ملزم میکند که جمعآوری دادهها با رضایت کاربر باشد و امکان حذف دادهها وجود داشته باشد. اما واقعیت این است که بیشتر کشورهای جهان چنین قوانین محکمی ندارند.
در بسیاری از نقاط، شرکتها آزادانه دادهها را جمعآوری، تحلیل و بفروش میرسانند. فاصله بین قابلیتهای فناوری و قوانین حمایتی هر روز بیشتر میشود. کارشناسان حریم خصوصی معتقدند که اگر این روند ادامه یابد، گوشیهای هوشمند به خطرناکترین ابزار جاسوسی در زندگی روزمره بدل میشوند.
آیا میتوان جلوی جاسوسی خلقوخو را گرفت؟
کاربران میتوانند تا حدی با تغییر تنظیمات حریم خصوصی جلوی جمعآوری برخی دادهها را بگیرند، اما واقعیت این است که بسیاری از دادهها حتی بدون اجازه مستقیم کاربر ذخیره میشوند. خاموش کردن مکانیاب یا محدود کردن دسترسی اپلیکیشنها تنها بخش کوچکی از ماجراست.
راهحل اساسی در سطح سیاستگذاری کلان قرار دارد. دولتها باید قوانینی سختگیرانهتر وضع کنند و شرکتها نیز موظف شوند شفافیت بیشتری در استفاده از دادهها داشته باشند. در غیر این صورت، شکاف میان کاربران و شرکتهای فناوری هر روز عمیقتر خواهد شد.
جمعبندی دیجیبازی
گوشیهای هوشمند با دقتی بیسابقه توانایی تحلیل رفتارهای روزمره و پیشبینی خلقوخو را پیدا کردهاند. این قابلیت میتواند به شناسایی زودهنگام افسردگی و کمک به سلامت روان منجر شود، اما در عین حال بستری برای سوءاستفادههای اقتصادی و اجتماعی نیز فراهم میکند. تبلیغات هدفمند، تبعیض بیمهای و تصمیمهای کارفرمایان تنها بخشی از پیامدهای این دادهکاوی هستند.
آیندهای که در آن گوشی ما حال روحیمان را بهتر از خودمان بشناسد، آیندهای است که به قوانین سختگیرانهتر و آگاهی بالاتر کاربران نیاز دارد. تنها در این صورت است که میتوان فناوری را در خدمت انسان نگه داشت و نه بالعکس.